رهگذر سرزمين شعر


سریال شهریار

جند روزه دارم به سریال شهریار فکر می کنم و اون قسمتی که شهریار با ایرج میرزا تو قهوه خونه نشستن وایرج میرزا از شهریار راز شهرتش رو می پرسه
و شهریار در جوابش می گه : اگه دیوان تو سر تاقچه باشه و بچه من بخواد اونو ورداره  چنان به پشت دستش می زنم که هیج وقت دیگه سمت اون نره.
در اینکه دیوان ایرج میرزا شعر های اروتیک داره شکی نیست اما اینکه کارگردانی تو یه سریال همچین توهینی به این شاعر بکنه واقعا قابل بخشش نیست
دیوان بزرگان قدیم ما هم شامل اشعاری این چنین هست که نمونه هاش فراوونه
اما دلیل نمی شه واسه بالا بردن شاعری یکی دیگه رو کوبید
هر چند که در محافل شعر و شاعری ایرج میرزا دارای جایگاهیه که شاعری مثل شهریار حتی با زور و ضرب مجلس ! و سیما هم نمی تونه به اون جایگاه برسه
البته منظور من تحقیر این شاعر نیست که من شعر مادرش رو خیلی دوست دارم اما دوست ندارم ایرج میرزا هم این وسط تحقیر شه.
شاید واسه درک شعر ایرج میرزا فارغ از مسایل جنسی مطرح شده در اون کمی بلوغ فکری لازمه که کارگردان محترم اونو در نظر نگرفته.
از نظر من کارگردان این سریال یه معذرت خواهی به جامعه ادبی کشور بدهکاره.

شهرام