رهگذر سرزمين شعر


آنتوان سنت اگزوپری

آنتوان سنت اگزوپری رو احتمالا همه با شازده کوچولو می شناسین ؛ من این شعر رو ازش انتخاب کردم.

ساده است ، اما به .... توجه کنین

مزاحم شما شدم
می دانم!
تنها چراغ را روشن میکنم
گل ها را در گلدان می گذارم
پنجره را باز می کنم
و بعد میروم...


شهرام

خواسته

من حساب  امین پور  رو از بقیه شعرای سوره جدا می کنم. شعر هاش به دل می شینه.

می خواهمت چنان که شب خسته خواب را

می جویمت چنان که لب تشنه آب را

محو توام  چنان که ستاره به چشم صبح

یا شبنم سپیده دمان آفتاب را

بی تابم آنچنان که درختان برای باد

یا کودکان خفته به گهواره تاب را

بایسته ای چنان که تپیدن برای دل

یا آنچنان که بال پریدن عقاب را

حتی اگر نباشی ،می آفرینمت

چونان که التهاب بیابان سراب را

ای خواهشی که خواستنی تر ز پاسخی

با چون تو پرسشی چه نیازی جواب را

((قیصر امین پور))


شهرام