رهگذر سرزمين شعر


باور

باور می کنم

که بعد تو تنهایم

باور نمی کنم

که رفته ای

دل متحیر این میان

<شاعرش رو نمی دونم>


شهرام

يه بيت

استاد در این بیت چه کرده :

برو ای فقیه دانا    ؛  ( به خدای بخش ما را)

تو و زهد و پارسایی  ؛   من و عاشقی و مستی

 


شهرام

تصوير

تکرار می شود

بی درنگ در آینه

تصویر خود ساخته ام

امید به لبخندی


شهرام

 

امروز از استاد سخن سعدی این شعر رو انتخاب کردم .

.

.

صد بار بگفتم به غلامان درت


تا آينه ديگر نگذارند برت


ترسم که ببيني رخ همچون قمرت


کس بازنايد دگر اندر نظرت


شهرام