رهگذر سرزمين شعر


حوصله می خواهد

صدای سیاه زاغ وُ

جیغِ جماعتی جغد

و اعصاب ابری من .

دارم از خودم خالی می شوم

تف به سفره ای که سیرت نمی سازد

تا در پی نانی که سجده اش را نابلد می مانی

رجعتی به هر “رجاله ای” بری.

تف به خطی که بر پیشانی ام نشست

به گمانم سرنوشت تو را نیز

ازین پیشانی تراشیده باشند

......

نه آقا این جار آن جماعت “سامی” ست

که بویی از باران و آهی از آیینه در بساط نداشتند

و بر بام باور ما خانه به خنجر ساختند

من تمام خودم را در دست هایم می کارم

فرداها به انگشتانم می رویند

و کوچه دوباره بوی نان و نوازش می گیرد

تنها حوصله می خواهد

حوصله

برو کتاب هایت را ورق بزن .

بهمن قره داغی


شهرام

دلم براي كسي تنگ است

دلم براي كسي تنگ است 
 كه آفتاب صداقت را
به ميهماني گلهاي باغ مي آورد
و گيسوان بلندش را به بادها مي داد
و دستهاي سپيدش را به آب مي بخشيد
دلم براي كسي تنگ است
 كه چشمهاي قشنگش را
به عمق آبي درياي واژگون مي دوخت
 وشعرهاي خوشي چون پرنده ها مي خواند
دلم براي كسي تنگ است
 كه همچو كودك معصومي
دلش براي دلم مي سوخت
و مهرباني را نثار من مي كرد
 دلم براي كسي تنگ است
كه تا شمال ترين شمال
 و در جنوب ترين جنوب
 هميشه در همه جا آه با كه بتوان گفت
كه بود با من و
پيوسته نيز بي من بود
و كار من ز فراقش فغان و شيون بود
 كسي كه بي من ماند
كسي كه با من نيست
 كسي .... دگر كافي ست

حمید مصدق


شهرام

قيصر

شاعر (می خواهمت چونان که شب خسته خواب را) هم !! رفت.


شهرام

خدا از ديد کودکان

نوع نگاه افراد به خدا همیشه جذاب بوده. نوع نگاه کودکان جذابتر.

خدای ( میگی) باید حواسش به علایق این کودک باشه .

خداي عزيز

اگر يكشنبه ، مرا توي كليسا تماشا كني ، كفش هاي جديدم رو بهت نشون مي دم .

من هم مثل ( جان )‌ از مرز سر در نمی آرم.

خداي عزيز

چه كسي دور كشورها خط مي كشد ؟

تقاضای این کودک و حس دوست داشتن پدر

خداي عزيز

وقتي تمام تعطيلات باران باريد ، پدرم خيلي عصباني شد . او چيزهايي درباره ات گفت كه از آدمها انتظار نمي رود بگويند . به هر حال ، اميدوارم به او صدمه اي نزني .

و این هم دوست داشتن بی منت (الیوت)

خداي عزيز

من هميشه در فكر تو هستم حتي وقتي كه دعا نمي كنم .

و همچنین( چارلز)

خداي عزيز

فكر نمي كنم هيچ كس مي توانست خدايي بهتر از تو باشد . مي خوام اينو بدوني كه اين حرفو به خاطر اينكه الان تو خدايي ، نمي زنم .


شهرام

دلتنگی

وقتی دلی برای دلی تنگ می شود

انگار پای عقربه ها لنگ می شود

 تکراریند پنجره ها و ستاره ها

خورشید بی درخشش و گل  سنگ می شود

 پیغام آشنا که ندارند بلبلان

هر ساز و هر ترانه بد آهنگ می شود

 باران بدون عاطفه خشکی می آورد

رنگین کمان یخ زده بی رنگ می شود

 هر کس به جز عزیز دلت یک غریبه است

وقتی دلت برای دلی تنگ می شود

نغمه مستشار نظامی


شهرام