رهگذر سرزمين شعر


مشيری

من که با اين شعر حال می کنم


آيينه بود آب
از بيکران دريا خورشيد مي دميد
زيباي من شکوه شکفتن را
در آسمان و آينه مي ديد
اينک سه آفتاب


شهرام