رهگذر سرزمين شعر


فريدون مشيري

جام دريا از شراب
بوسه ي خورشيد لبريز است
جنگل شب تا سحر تن شسته در باران
خيال انگيز
ما بقدر جام چشمان خود از افسون اين
خمخانه سرمستيم
در من اين احساس
" مهر مي ورزم پس هستم "


فريدون مشيري



شهرام