رهگذر سرزمين شعر


 

ميله هاي قفس چقدر تنگ فشرده


فضاي زندان چقدر تهي و افسرده


دل اندوه گين بي تابي در پس سليه ميله ها


پي جوانه ست سبز اميد بخش،که روزي از سنگفرش زندان تراوش خوا هد کرد.


آن مهربان دلي که بذر جوانه را بکارد،يقين که خودش درختي خواهد بود


که سايه اي بي انتها مي بخشد،بر تن مسافر خسته از اندوه  در برهوت تنهايي
......
تبر ها را بشکنيد    که از طنين فريادشان هراسان ترينم!!


شهرام