رهگذر سرزمين شعر


با سعدی

همه عمر بر ندارم سر از اين خمار مستي
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستي

امشب مي خوام با هم به تماشاي بوستان و گلستان بريم.
استاد مسلم سخن پارسي سعدي شيرازي
سعدي رو من اين جوري توصيف مي کنم : سراينده زيباترين غزلها , زيباترين و زيباترين غزلهاي عاشقانه , منسجم ترين نثرهاي فارسي
باور کردنش مشکله که انساني بتونه تو اين مدت کوتاه عمر شعرهايي با اين ظرافت و زيبايي بگه .
شعرهايي که بعضياش قابل مقايسه با کل ديوان عده اي از شاعراي ديگه ست .
البته خودم اين غلو رو دوست دارم چون ارادت خاصي به اين استاد دارم اما پر بيراه هم نگفتم تک بيت بالا رو من زيباترين تک بيت شعر فارسي مي دونم .
البته قصد ضعيف جلوه دادن شاعراي ديگه رو ندارم اما اشعار سعدي حال و هواي ديگه اي داره که نظيرش رو شايد حافظ داره و بس .
ادعا کردم بايد ثابت کنم (استاد کمک کن ) . اين شعر رو واستون مثال مي زنم شکواييه يه عاشق

***
تو از هر در که باز آيي بدين خوبي و زيبايي
دري باشد که از رحمت به روي خلق بگشايي

***
هنوز از شک اوليه اين بيت خارج نشده ضربه دوم رو محکم تر فرود مي آره

***
ملامتگوي بي حاصل ترنج از دست نشناسد
در آن معرض که چون يوسف جمال از پرده بنمايي

***
توصيف معشوقه رو حال کردين البته از اين موضوع هم نمي شه گذشت که
زيباترين نحوه بيان داستان يوسف و زنان مصر همين بيته . خوندن دوباره ش خالي از لطف نيست.
واما در ادامه به طور مداوم اين حرکت و ضرباهنگ تکرار مي شه
***
به زيورها بيارايند وقتي خوبرويان را
تو سيمين تن چنان خوبي که زيورها بيارايي
.
.
.
***
تا اينجا که حالا بعد از اين همه تمجيد شکوه رو آغاز مي کنه و چه زيبا گفتاري

***
گرفتم سرو آزادي نه از ماء مهين زادي
مکن بيگانگي با ما چو دانستي که از مايي

***
و حالا خودش راه رو هم نشون مي ده

***
دعايي گر نمي گويي به دشنامي عزيزم کن
که گر تلخست شيرينست ازآن لب هر چه فرمايي

***
و در آخر هم قضيه به دام افتادن خودش رو با يه بيت بيان مي کنه . در واقع روال برخورد عاشق و معشوق رو نشون مي ده .

***
گمان از تشنگي بردم که دريا تا کمر باشد
چو پايابم برفت از دست دانستم که دريايي

***
و من هميشه از بيتهاي ادعايي سعدي خوشم اومده و لبخند رو به لبام نشونده .
ادعا رو ببينين انگار تو يه جمع نشسته و شعر گفته و خواسته به قول معروف پوززني کنه

***
قيامت مي کني سعدي بدين شيرين سخن گفتن
مسلم نيست طوطي را در ايامت شکرخايي

***
البته ما حالا حالاها با اين استاد حرف و حديث داريم
انشاا... در فرصتهاي بعد باز از اين استاد سخن به ميان مي آرم.

شهرام