رهگذر سرزمين شعر


به ياد همکلاسی های صميمی

وقتی چشمام روی صفحه مانيتور دوستای همکلاسيم رو خيس نشون می داد فهميدم که از اين به بعد غروب خورشيد رو بايد ۱۵ باره تماشا کنم !

رو جلد  Cd  فارغ التحصيلی مون اين نوشته به يادگار موند .

 

دوستی آب روانيست  روان می گذرد

 

در آن نوبت که بندد دست نيلوفر به پای سرو کوهی دام

گر ام ياد آوری يا نه

من از يادت نمی کاهم

ترا من چشم در راهم.

 


شهرام