رهگذر سرزمين شعر


 

 

ياد چه چيزايي که نمي افته اين دل 

ياد ماهي , هفت سين , بابا بزرگ (عيدي هاش بيشتر)

ياد حوض  با يه سيب قرمز که داره اون وسط وول مي خوره واسه خودش

ياد تاب وسط حياط که از شلوغي هيچ وقت يه دل سير ننشستم توش

ياد کرکري هاي لباس اول صبح دم خونه ي بابابزرگ

ياد اولين بوسه هاي مادر رو گونه هامون روز نوروز 

ياد مادر  , يه مادر مثل هميشه  , که خدا کنه تا هميشه 

باز هم ياد مادر , انگاري ياد ديگه دوست نداره پرسه بزنه

چه گرمايي داره اين آغوش که ياد هم دلخوش همين جاست

مادر عيدت مبارک ايشاالله صد سال زنده باشي

 


شهرام