رهگذر سرزمين شعر


با فاطمه همراه با علی

اينک گريست
مردي که بارها گريسته بود
با چاه

اينک گريست
اما به خاک نشسته بود
با ماه


عمري ست گفت مردم , زهراست ياورش
اينک کدام ياور , هنگام حمل تابوت
يا رب مخواه او را اينگونه سر در گريبان
چشمان به خون گرفتار , دل تاله دار و مسکوت

شهرام