رهگذر سرزمين شعر


 

در انبوه تماشاييان

 در هياهوي فرياد و ناله

 

ظهر عاشورا  روبروي  مسجدالنبي  هفت حوض

 

زني با قامتي نه چندان بلند اما لبريز غرور

 

با لباسهايي نه چندان شيک اما عجيب خوش پوش

 درون اماده ي قرياد و برون حداکثر مقاومت و انکار

همين که اشک مجال يافت عينک دودي راه خودنمايي بر او بست

اما شيار گونه خنکي علاقه اي بر تن خويش حس کرد

 

"و اشک من در اين تماشا پايان نداشت"

 


شهرام