رهگذر سرزمين شعر


نگاه

گفتم به برف ها که نشستند بر تنت

من راضی ام به بوسه ای از شال گردنت

 

دارند رد پای مرا پاک می کنند

این ابرهای مست تو  و  راه رفتنت


شهرام