رهگذر سرزمين شعر


 

ببخشيد اگه چند مدتی نبودم

واسه امشب اينو دارم البته فکر کنم که اینو قبلا نوشتم اما دقیق خاطرم نیست اگه تکراریه ببخشید آخه خیلی دوستشون دارم .

صد بار بگفتم به غلامان درت
تا آينه ديگر نگذارند به برت
ترسم که ببيني رخ همچون قمرت
کس بازنايد دگر اندر نظرت

گر زحمت مردمان اين کوي از ماست
يا جرم ترش بودن آن روي از ماست
فردا متغير شود ان روي چو شير
ما نيز برون شويم چون موي از ماست

استاد سخن سعدی

شهرام