رهگذر سرزمين شعر


 


به گرد قا مت سروت بگردم مثل نيلو فر

که ريشه در دلم داري و در آغوش بازم سر


اگر با قهر بر گردي وگر با ناز باز آيي

برايت تحفه اي دارم لبي خندان وچشمي تر
 

اگر در روز محشر باز پرسندم  خدايت کيست

بگويم کفر چشمانش هو الا ول  هو الاخر

     حسن مستفيد


شهرام