صبر كن عشق زمين گير شود بعد برو
يا دل از ديدن تو سير شود بعد برو
اي كبوتر به كجا؟قدر دگر تاب بيار
آسمان پاي پرت پير شود بعد برو
تو اگر كوچ كني بقض گلو مي شكند
صبر كن گريه به زنجير شود بعد برو
خواب ديدي شبي از راه سوارت آمد
باش تا خواب تو تعبير شود بعد برو

/ 2 نظر / 8 بازدید
saranasernasir

سلام. چرا اسم شاعر اين شعر را ننوشته ايد؟ خيلی دوست دارم شعرهای جديدش را بخوانم.

saranasernasir

سلام. اين غزل يک غزل قديمی از (زنبق سليمان نژاد) است. يادت باشد اگر نام شاعر را ننويسی فکر می کنند خواسته ای شعر را به نام خودت سند بزنی. با اين حساب نمی دانم شعری از خودت در اين وبلاگ هست يا نه! شايد اگر شعری از خودت می خواندم راحت تر می توانستم نظر عجيبت را بپذيرم. به هر حال ممنون که سر زدي.