در انبوه تماشاييان <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 در هياهوي فرياد و ناله

 

ظهر عاشورا  روبروي  مسجدالنبي  هفت حوض

 

زني با قامتي نه چندان بلند اما لبريز غرور

 

با لباسهايي نه چندان شيک اما عجيب خوش پوش

 درون اماده ي قرياد و برون حداکثر مقاومت و انکار

همين که اشک مجال يافت عينک دودي راه خودنمايي بر او بست

اما شيار گونه خنکي علاقه اي بر تن خويش حس کرد

 

"و اشک من در اين تماشا پايان نداشت"

 

/ 3 نظر / 6 بازدید
zahra

سلام به من هم سر بزن مرسی

shirin

سلام.وبلاگ جالبی دارين.موفق باشيد

مداد شمعی

سلام...جناب طاهری در آفلاين هم براتون توضيح داده بودم من واقعا از آشنايی با شما و شاعرانه های بلاگتون خوشحالم اما گويا کمی دير رسيده ام و شما مدتهاست سکوت کرده ايد...من که اميدوارم باز هم باز گرديد و نوشتنه آغاز کنين ..تقريبا تمام آرشيوتونو خوانده ام و واقعا استفاده کردم