اگر یک روز ،یکی از هزاران روزهای زندگی ام

امکان تکرار یابد-

کدام یک را برخواهم گزید؟

 

همه ی آن روزهایی که به روشنی در خاطر دارم،

همه ی آن روزهایی که "فراموش نشدنی" نام دارند...

به چشم من بیگانه اند...

من بیرون آن هایم

زیرا آن ها را از بیرون می نگرم...

تصاویری جان گرفته-

در چشمه ی همیشه جوشان خاطرات...

روزهای از یاد رفته- روزهای واقعی من...

من به آن ها تعلق دارم...

و هنوز در آن ها سیر می کنم...

آن ها همه ی مرا در برمی گیرند...

در تار و پود هوای خود

نامحسوس، درخشان، اشباع شده...

از عطر روزگار سپری شده در رویا...

 

در ازای یک روز از یاد رفته...

از همه ی خاطرات شیرینم می گذرم...

 

تنها یک روز عادی ...غرق در نور منتشره ی روز...

چشیدن دوباره ی ابتذال ساده ی آن...

سرشاری زلالش...

بی سنگینی سایه ی هیچ خاطره ای بر آن...

یک بار دیگر مست شدن

از شراب ناب دنیایی لبریز از خواب و خیال...

و سپس آن را برای همیشه از یاد بردن...

 

/ 1 نظر / 25 بازدید
ديانا

سلام با امروزم بهت سر زدم و تو نيومدي اين وبلاگم رو توي لاين بلاگ ساختم لطفا نظرت رو برام کامنت کن لاين بلاگ سيستم خوبيه پيشنهاد مي کنم تو هم توش يه وبلاگ بسازي همه بچه هاي گروه وبلاگ نويسا توش وبلاگ دارن نظر يادت نره